داره از سفر میاداونی که دل تنگه براشمی پیچه تو گوش دل صدای آشنای پاش
میاد از یه راه دور یا داغ خورشید رو تنش
شبو آتیش می زنه یه دنیا نوره تو چشاش
باورم نمیشه خورشید به تنش بوسه زده
مگه اون راه رسیدن به ماهو بلده
نه نمیشه ،نه نمیشه
ماه وخورشید که به هم نمیرسن
آخه اون ماه منه به دیدن من اومده
اشعار بالا به زبان عربی :
جاءالحبیب الذی اهواه من سفر
والشمس قد اثرت فی وجهه اثرا
عجبت للشمس من تقبیل وجهه
والشمس لا ینبغی ان تدرک القمرا
پ.ن:این پست را باید دیروز می نوشتم که مصادف بود با سالروز رحلت حضرت خدیجه (س)اولین عاشق پیامبر(ص) و اولین حامی اسلام اما مشغله زیاد نگذاشت
چندی پیش محمد رحمانیان نمایشی را در تاتر شهر ر به روی صحنه برد به نام عشقه که در آن داستان زندگی خضرت خدیجه(س) و ماجرای دلدادگی و ازدواج او با پیامبر گرامی اسلام(ص) و حمایتهای بیدریغ او از اسلام را بیان می کرد الحق که کار قوی و زیبایی بود و به خوبی توانسته بود اهمیت و نقش زنان را در پیشبرد و گسترش اسلام نشان دهدمنهم موفق شدم دوبار آن را ببینم در بروشور نمایش اشعاری را به حضرت خدیجه(س) منتسب کرده بودند و به نقل از صاحب بحار الانوار وسیره ابن هشام آورده بودند که حضرت خدیجه در وصف پیامبر اسلام(ص) سروده بود.....ای کاش ما هم در رفتار با زنان وکودکان می توانستیم به گوشه ای از روش پیامبر(ص) عمل کنیم...
خدایا درود و رحمتت را بر محمد پیامبر (ص) و خاندان و یارانش بفرست
ای پروردگارم گناهانم به مانند بلندترین کوههاست
اعمال نیک من بسیار اندک است که به مانند سنگریزه ای کوچک می ماند
به سوی تو بر می گردم
(در حالیکه) قلبم سرشار از شرم و چشمانم پر از اشک است
بخشش و رحمتت را شامل حال من گردان
بار خدایادرود و رحمتت را بر آخرین پیامبر(ص) و خاندانش ویارانش وهرکس که از او پیروی کندبفرست
پ.ن:از خدا میخواهم که در این ماه رمضان به ما تو فیق فرا گرفتن آداب ادب بندگی را به عنایت فرماید...انشاالله
پیش نویس: اول می خواستم مطلبی در مورد ایام عیدوکارهای که در عید انجام دادم بنویسم ولی در این چندروز صحنه های دیدم که بسیار متاثر شدم از خودم و از جامعه ای که در آن زندگی می کنیم برای همین منصرف شدم شاید در نوبتهای بعدی بنویسم
این روزها نمی دانم باید بخندم یا بگریم ایام میلاد پیامبر اعظم(ص) وحضرت امام جعفر صادق (ع) است و به قول معروف ماه ربیع الاول است و هرکسی نخندد ضرر کرده است ولی وقتی به درون خودم فرو می روم و سر در گریبان می برم گریه ام می گیرد از کارهای خودمان از ظلمی که به خودمان و پیامبر اعظم(ص) می کنیم از این که ادعا می کنیم مسلمان و پیرو او هستیم ولی هیچکدام از کارهایمان از او پیروی نمی کند وشبیه کارهای او نیست،
پیامبر(ص) زنان را ارج می نهاد و آنان را عزت داد و آزاد کرد ما آنان را در بند کشیدیم تا آنان برای گرفتن حق و حقوق خود به ایدولوژیها و ایسم های غربی مانند فمینیسم و.... پناه ببرند،
پیامبر(ص) کودکان را بسیار دوست داشت و به آنان محبت می کرد اما ما کودکان را رها کردیم تا در سر خیابان و چهار راهها اسفند دود کنند و برایمان فال بگیرند،
پیامبر(ص) پیران و سالمندان را حرمت می گذاشت و تکریم می کرد اما ما آنان را تحریم می کنیم و به حبس (خانه سالمندان ) می اندازیم ،
پیامبر ....... کارهای دیگری می کرد ما ........کارهای دیگر می کنیم
پیامبر نیکو کار بود آیا ما نیکوکار هستیم؟!
پی نویس ۱: می گویند روزی لات، عرق خوری در حال مستی جلوی آیت ا... شبستری (عارف نامی )را گرفت و گفت : حاج آقا به ما می گویند لات ، عرق خور ، چاقو کش ، مست ،
به شما هم می گویند : آیت ا... شبستری مبلغ دین و رهرو راه خدا ....
ما چاقو کش ، مست ، عرق خور هستیم آیا شما هم رهرو راه پیامبر و مبلغ دین هستید؟!
آیت ا...شبستری سر بر دیوار گذاشت وسخت گریست
پی نویس ۲:اللهم اجعل محیای محیا محمد(ص) وال محمد(ص)و
مماتی ممات محمد(ص) وال محمد(ص)
