تبليغاتX
زادمهر

 

 

زادمهر

بهwww.zadmehr.comخوش آمدید

میخ های روی دیوار.....

پسر بچه ای بود كه اخلاق خوبی نداشت . پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار كه عصبانی می شوی باید یك میخ به دیوار بكوبی .
روز اول ، پسر بچه 37 میخ به دیوار كوبید . طی چند هفته بعد ، همان طور كه یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را كنترل كند ، تعداد میخ های كوبیده شده به دیوار كمتر می شد . او فهمید كه كنترل عصبانیتش آسان تر از كوبیدن میخ ها بر دیوار است ...
بالاخره روزی رسید كه پسر بچه دیگر عصبانی نمی شد . او این مسئله را به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر بار كه می تواند عصبانیتش را كنترل كند ، یكی از میخ ها را از دیوار در آورد .
روز ها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگوید كه تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده است . پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار دیوار برد و گفت : « پسرم ! تو كار خوبی انجام دادی و توانستی بر خشم پیروز شوی . اما به سوراخ های دیوار نگاه كن . دیوار دیگر مثل گذشته اش نمی شود . وقتی تو در هنگام عصبانیت حرف هایی می زنی ، آن حرف ها هم چنین آثاری به جای می گذارند . تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو كنی و آن را بیرون آوری . اما هزاران بار عذر خواهی هم فایده ندارد ؛ آن زخم سر جایش است . زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است .»

پ.ن:این چند روز بسیار عصبانی ،ناراحت ودلگیرم ، عصبانی از دست خودم از دست جامعه از دست بعضی مسولین که انگار هیچ چیز نمی دانند واز جامعه شناسی و مردم شناسی خبرندارند... واز همه مهمتر از دست کسی که چند روز پیش حرفی زد ومرا متهم به عملی کرد که اصلا فکرش هم در ذهنم راه نیافته بود بسیار دلگیر وعصبانیم .....



قرمز، قهوه ،سيگار ،عشق،مردي و رئيس.....

عكس الميرا مقدم سايت سينما ما

فرامرز قريبيان:تو عشق من بودي نه زن من، زن آدم با عشق آدم فرق ميكنه ،زن آدم ناموس آدمه اما عشق آدم نه ..............

لعيا زنگنه :...چرا وقتي با زنت قدم ميزني دو قدم جلوتر ميري ولي با عشقت شانه به شانه راه ميري

......فرامرز قريبيان:ول كن اين حرفها رو، بگو چرا روزگار با تو اينطوري كرد ....

لعيا زنگنه:...روزگار بامن اينطوري نكرد ...تو كردي كه تموم روزگارم بودي........

آوازه خوان :وقتي آغوش رفاقت يك تله است /حرف هفت تير پر را باور كن

وقتي هرنفس ميشه قفس/ حرف هفت تير پر را باور كن  .....

فيلم رئيس مسعود كيميايي هرچند شايدمانند فیلمها قبلی مسعود کیمیایی قوی نباشد امابسیاری چيزها براي دوست داشتن دارد ....

رنگ قرمز ،مردانگي ،عشق كهنه،قهوه ،سيگار و............

پ.ن۱: مطلبي در مورد مسعود كيميايي وفيلم رئيس ، حميد رضا علاقه بند:مردي به آلت تناسلي نيست

پ.ن۲:براي ديدن عكسهاو آنونس فيلم رئيس به اينجا  برويد   



عکس پاسپورت محمود احمدی نژاد وباقی قضایا........

برای دیدن تصویر اصل بروی عکس کلیک کنیدتصویری که در روبرو می بینید عکسی از پاسپورت محمود احمدی نژاد ریس جمهور کشورمان است ،دیدن عکس روبرو و عکسهای دیگر از ایشان  مانند عکسهای که وی در حال خواب است ویا عکسهای که در زمان سفرهای استانی از واکنشهای مختلف مردم نسبت به ریس جمهور ویا ریس جمهور نسبت به مردم گرفته شده است ،(که اکثرا عکسهای نامتعارفی است )این سوال را به ذهن متبادر می کند که چرا در دولتهای قبلی چنین عکسهای گرفته نمی شد ؟! آیا در گذشته محدودیتهای برای عکاسان و خبرنگاران وجود داشته است و یا واکنشهای سیاستمداران برای عکاسان جالب وجذاب نبوده است؟!..............

حکایت این عکسها زمانی پیچیدگی بیشتری پیدا میکند که بدانیم در ایران عکاس های معروف به پاپارتزی (کسانی که از راه عکاسی مخفی از هنرمندان وسیاستمداران امرار معاش میکنند) به صورت حرفه ای وجود ندارد واین عکسها توسط خبرگزاریها و رسانه های رسمی گرفته شده است ،آن هم در زمانی که بعضی روزنامه نگاران دولت را به بستن فضا برای رسانه ها متهم میکنند!! 



عکسی متفاوت وسخنانی جالب از فاطمه معتمد آریا

 بدون هیچ توضیح اضافه ای متن سخنان خانم فاطمه معتمد آریارا که در کنفرانس دستاوردها وچالشهای زنان بیان نمودندرا به نقل از رادیو فردا بخوانید 

بنياد پژوهش های زنان ايران در حالی هجدهمين کنفرانس خود با عنوان «دستاورد ها و چالش های زنان ايران : چشم انداز نسل ها» را در دانشگاه مريلند آمريکا برگزارکرد که  شمار چشمگيری ازفعالان حقوق زنان خارج از ايران در نشست امسال حضور پيدا کرده بودند.

کنفرانس با توجه ويژه به نسل دوم و سوم، سعی بر بنای پلی ارتباطی ميان نسل ها را داشت، و از پژوهشگران و فعالين نسل ها ی مختلف برای ارائه يافته ها و تجربيات خود در زمينه هايی چون «بررسی تطبيقی و مشارکت نسل ها در جنبش فمنيستی ايران و دستاورد های آن»، «چالش های اجتماعی، فردی، فرهنگی، سياسی و اقتصادی زنان ايرانی»، «تاثير گذاری نسل ها بر همديگر در شکل گيری مسايل مرتبط با جنسيت»، «تاثير وضعيت خاورميانه و ساير نقاط دنيا بر جنبش زنان ايرانی» و «راه يابی برای همگرايی نسل ها» دعوت کرده بود.

در نشست امسال، علاوه بر سخنرانی هايی که محور آن بررسی مسايل چند نسل از زنان ايرانی بود، ميهمانان ويژه ای نيز شرکت کرده بودند و برنامه های جنبی متعددی برگزار شد.

کنفرانس با معرفی کتاب گل ياس و ستاره ها: در تهران به جز لوليتا چه می خوانند؟ اثر فاطمه کشاورز و با سخنرانی نويسنده آغاز شد. اين کتاب در نقد کتاب آذر نفيسی با عنوان لوليتا خوانی در تهران نوشته شده است

معتمد آريا و نگاهی به سه نسل بازيگران زن

در کنفرانس امسال ، ضمن دعوت از فاطمه معتمد آريا بازيگر ايرانی ، فيلم گيلانه به کار گردانی رخشان بنی اعتماد نيز به نمايش درآمد.

به نظر بسياری از منتقدان، گيلانه که داستان زندگی ننه گيلانه و خانواده اش را در دو مقطع قبل از جنگ (ازدواج دخترش) و بعد از جنگ (معلوليت پسرش) به تصوير می کشد، يکی از درخشان ترين بازی های فاطمه معتمد آريا را به همراه دارد.

خانم معتمد آريا پس از نمايش اين فيلم در کنفرانس ، در سخنرانی کوتاهی به سه نسل بازیگر زن در سينمای ايران پرداخت : نسل قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و متولدين سالهای انقلاب.

 فاطمه معتمد آریا
خانم معتمد آريا که نگاهی اجمالی و تاريخی به اين سه نسل داشت، گفت : « تحولات بعد از انقلاب در ايران باعث کشف سينمای نوين ايران در جهان شد، همچنين پيدايش سبک جديدی در فيلمسازی که با حذف سه عامل سکس، خشونت و الکل همراه بود، عملا سينمای ايران را با مهم ترين وجوه جاذبه در سينما محروم کرد ؛ در نتيجه زنان در سينما حذف می شدند. اين باعث شد تا سينمای ايران به طرف بيان غير مستقيم عواطف و احساسات و استفاده از ايجاز رهنمون شود.»

خانم متعمد آريا با اشاره به اينکه  سينمای ايران در دوره پس از انقلاب و با حضور مديرانی چون سيد محمد بهشتی و انوار پله های ترقی در دنيا را پيمود، گفت:« امروز در سينمای ايران، زنان حضوری بی کفايت و سطحی دارند.»

او افزود:« آنچه سينمای ايران را از سينمای جهان متفاوت می کرد نگاه انسانی، مادرانه، مهربانانه و خانوادگی به سينما بود نه تکنيک و امکاناتی که نداشتيم و اکنون با حذف تنها دارايی مان، سينما و بازيگری به ورطه سقوط افتاده است.»

خانم معتمد آريا سپس در جلسه پرسش و پاسخ با حضار شرکت کرد و به سوالات شرکت کنندگان پاسخ گفت. 

پ.ن۱:به نظر شما این سخنرانی به نفع سینمای الیران است یا به ضرر آن؟!

پ.ن۲:  اصل مطلب و عکسهای کنفرانس را در اینجا ببینید وبخوانید

پ.ن۳:کیهان نیز مطلبی در این خصوص نوشته بود



وناگهان در تابستان هوا سرد شد ،زمان ایستاد، احساس خشکید و کافه تیتر تعطیل شد

کافه تیتر

امروز از صبح حال نداشتم امتحان زبان را خراب کردم هرچی هم بچه ها خواستند سرحالم بیاورند اصلا نتوانستند  از صبح یک سر درد عجیب افتاده بود تو مخم کلم داشت می ترکید،ظهر ناهار را نصفه نیمه خوردم و رفتم که بخوابم تا عصر به سختی خوابم برد خواب دیدم که میروم تو یک مغازه نمی دانم کتاب فروشی بود یا یک جای دیگه ولی تا میامدم بشینم دونفر می امدند صندلی را از زیرم می کشیدند وبعد هم با تیپا پرتم میکردند بیرون، هراسان از خواب پریدم ساعت ۶ بود ولی سر درد لعنتی خوب نشده بود برادرم داشت آژانس شیشه ای را برای بار ۱۰۰ نگاه میکرد گفتم: بابا خسته نشدی از این فیلم گفت اگر بدونی که چه فیلمی مخصوصا اونجا که میگه حسین جون باطلش کردی بهش دادی رفت ، رفتم قرص خوردم دوباره خوابیدم... ....،تو کافه نشسته بودم تا دوسه تا بچه ها بیایند در این حین یک وجیز سفارش دادم  داشتم وجیز را میخوردم که از بیتا پرسیدم راستی قضیه مجوز چی شد گفت مگه نشنید ی،بهنام بهت نگفت دو روز دیگه کافه تعطیله مجوز نداریم سیب زمینی پرید تو گلوم  داشتم خفه می شدم که یهو از خواب پریدم صدای موبایلم بود یه مسیج بو د از اون مسیجهای که هیچوقت مسیح نیستند ،کافه تیتر تعطیل شد



کاشکی یک روز ببینمت!.....

امروز دوباره یک حس عاشقی آمد سراغم از اون حسهای  عشقهای دوران نوجوانی..........

کاشکی یک روز ببینمت که دل سپردی به کسی /بشکنتش تا بدونی چه سخته درد بی کسی

کاشکی فقط با یک نگاه تو دام اون اسیر بشی /بخواهی تو دامش بمونی آزادت کنه رها بشی

کاشکی وقتی عاشق شدی،دلت رو پیش کشش کنی/ بعد اون بشکنتش نتونی نفرینش کنی

کاشکی درست زمانی که فکر می کنی اون مال توست /ببینی با کسی دیگه است خیال اون نصیب توست...



عکس جالب کارت عروسی دختر محمد رضا شریفی نیا

عکس از روزنامه هم میهن برای دیدن تصویر ومتن روی عکس کلیک کنید در کشور ما که همیشه حاشیه بر متن اهمیت دارد، مراسم عروسی نیز از این قاعده مستثنا نیست در مراسم عروسی یکی از مهمترین امور تهیه کارت دعوت وحلقه ازدواج  است وهمیشه عروس خانمها وآقا دامادها می خواهند که از کارت دعوت وحلقه ای استفاده کنند که منحصر به فرد باشد و شبیه کارت دعوت و حلقه هیچ کسی نباشد ،در این میان کارت دعوت عروسی ملیکا شریفی نیا دخترمحمد رضا شریفی نیا اتفاق تازه ای است که نمونه اش کمتر و شاید اصلا تا به حال دیده نشده است  این کارت هرچند بصورت دستی تهیه شده است اما بسیار زیبا وجذاب است ومی توان آن را حتی به یادگار نگهداشت (کاری که ما کمتر انجام می دهیم و معمولا بعد از عروسیها همیشه کارت دعوتها را از بین میبریم )و نشان داده است که میتوان با چاپ  یک عکس زیبا بر روی کارت آن را تبدیل به یک اثر ماندگار و هنری کرد  ،آرزو فراهانی در ویژنامه روزنامه هم میهن مطلب زیبا ومبسوطی را در مورد این کارت دعوت و مراحل تهیه آن نوشته است که شما را به خواندن آن توصیه میکنم

پ.ن۱:مطلب خانم آرزو فراهانی را میتوانید در  اینجا بخوانید

پ.ن۲:شما چند کارت عروسی  دوستانتان را در منزل به یادگار نگهداشته اید!؟.....

 

 

 

 

 



همیشه بهترین عبارتها تیتر میشوند

کافه تیتراگر یک روزنامه تیتر نداشته باشد چه اتفاقی می افتد ؟
اگر یک جامعه کافه تیتر نداشته باشد چه اتفاقی می افتد؟
تیتر در روزنامه یکی از جذاب ترین و مهمترین  مطلب یک روزنامه است وهمیشه بهترین عبارتها تیتر یک می شوند و صاحبان و نویسندگان روزنامه میزان سواد و شناخت خود از روزنامه و روزنامه نگاری را با آن بیان می کنند و در ضمن مشکل ترین کار در روزنامه نوشتن تیتر ( تیتر زدن ) و مخصوصأ تیتر یک است .....

 در جامعه امروز ما کافه تیتر اینگونه عمل می کرد، اینکه شما بتوانید مکانی را فراهم کنید تا فرهیخته ترین انسانهای حوزه های مختلف فرهنگی اعم از روزنامه نگار و گرافیست تا بازیگر سینما و نویسندگان رغبت کنند و به آنجا بیایند نه تنها کار کمی نیست بلکه کار بسیار بزرگی است ،هستند فرهنگسراها و مکان های مختلف فرهنگی که برای حضور یک یا چند استاد روزنامه نگاری مانند دکتر قندی و استاد شکر خواه تلاشهای وافری می کنند و حتی حاضر به اهدا هدیه های گزاف هستند ولی باید دید که کافه تیتر چه جذابیت و قابلیتی دارد که قطبهای روزنامه نگاری و نویسندگان مختلف کشور حاضرند ساعتی بر روی صندلی های لهستانی آن بنشیند؟!

 پاسخ این سوال روشن است جدا از برخورد خوب گردانندگان کافه تیتر فضای فارغ از مشاجرات سیاسی این اجازه را می داد که فقط بحث فرهنگی صورت گیرد ، کافه تیتر در عمر کوتاه خود ( کمتر از دوسال ) با هزینه ای اندک برنامه های فرهنگی را برگزار کرد،که شاید بزرگترین دستگاههای فرهنگی کشور هم برای هرکدام از آنها ساعت ها وقت و هزینه صرف کنند کافه تیتر فارغ از  برنامه های سیاسی موفق شده بود تا با اجرا بیش از ۹۰ برنامه فرهنگی ،این فرضیه  را اثبات نماید که بدون  نیاز به بودجه کلان دولتی  و فقط با کمی اعتماد  می توان مکانی را ایجاد کرد که هم مسعود ده نمکی در آن حاضر شود و هم ضیاء موحد ،هم طنز نویسان ونویسندگان جوان نوشته های عمران صلاحی را بررسی کنند و هم فرزندان انقلاب ویادگاران شهدا و جنگ با حرفهای  انسیه شاه حسینی یاد شب عملیات بیفتند.......

باشد که همیشه چراغش روشن باد



بالاترین حد روابط انسانی وبین فردی چه میزان است؟!(1)

به نظر شما بهترین حد در روابط انسانی ویا بهتر بگویم روابط بین دونفر چه میزان است ؟!

به نظر من جای است که شما بتوانید فردی را کنار بکشید وبگویید "آقا ویا خانم محترم این جمع نمیخواهند با شما بیرون بیایند ویا شما با آنها بیرون بروید" ، تا اتفاق بدی که امروز برای دوست من افتاد برای دوست شما نیفتد .............

پ.ن:چه دردی است در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن

                                                           برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن

در مورد روابط انسانی وبین فردی بیشتر خواهم نوشت ..........تا بعد